مرتضى مطهرى

173

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

بر نوعى زهد و بدبينى به حيات و زندگى مبتنى بوده است . كريستن سن مىگويد : « . . . نزد اين طايفه - چنان كه نزد مانويه - اصل آن است كه انسان علاقهء خود را از ماديات كم كند و از آنچه اين علاقه را مستحكمتر مىسازد اجتناب ورزد . از اين رو خوردن گوشت حيوانات نزد مزدكيه ممنوع بود و دربارهء غذا همواره تابع قواعد معينى بودند و رياضتهايى مىكشيدند . . . شهرستانى روايت مىكند كه مزدك امر به قتل نفوس مىداد تا آنان را از اختلاط با ظلمت نجات بخشد . ممكن است مراد از اين قتل ، كشتن خواهشها و شهوتها باشد كه سد راه نجاتند . مزدك مردمان را از مخالفت و كين و قتال باز مىداشت . به عقيدهء او چون علت اصلى كينه و ناسازگارى ، نابرابرى مردمان است پس بايد ناچار عدم مساوات را از ميان برداشت تا كينه و نفاق نيز از جهان رخت بربندد . در جامعهء مانوى « برگزيدگان » بايستى در تجرد بمانند و بيش از غذاى يك روز و جامهء يك سال چيزى نداشته باشند . از آنجا كه نزد مزدكيه نيز ميل به زهد و ترك دنيا موجود بوده مىتوان حدس زد كه طبقهء عاليهء مزدكيان هم قواعدى شبيه برگزيدگان مانوى داشته‌اند ولى پيشوايان مزدكيه دريافتند كه مردمان عادى نمىتوانند از ميل و رغبت به لذات و تمتعات مادى از قبيل داشتن ثروت و تملك زنان و يا دست يافتن به زن مخصوصى كه مورد علاقه است رهايى يابند مگر اينكه بتوانند اين اميال خود را به آزادى و بلامانع اقناع كنند . پس اين قبيل افكار را مبناى عقايد و نظريات خود قرار دادند و گفتند خداوند كليه وسائل معيشت را در روى زمين در دسترس مردمان قرار داده است تا افراد بشر آن را به تساوى بين خود قسمت كنند ، به قسمى كه كسى بيش از ديگر همنوعان خود چيزى نداشته باشد . نابرابرى و عدم مساوات در دنيا به جبر و قهر ، از آن به وجود آمده است كه هركس مىخواسته تمايلات و رغبتهاى خود را از كيسهء برادر خود اقناع كند ، اما در حقيقت هيچ كس حق داشتن خواسته و مال و زن بيش از ساير همنوعان خود ندارد . پس بايد از توانگران گرفت و به تهيدستان داد تا بدين وسيله